تبلیغات
گریه های بی بهانه - ادعای خدایی
گریه های بی بهانه

خدایا ...خدایا ...یگانه تویی همه گریه ها را بهانه تویی

ادعای خدایی

سه شنبه 2 تیر 1394

داستان کوتاه ادعای خدایی , داستان دیدار فرعون و ابلیس

می گویند شیطان رانده شده ، زمانی نزد فرعون ستمکار و ظالم آمد در حالی که فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و می خورد

ابلیس به او گفت : هیچکس می تواندکه این خوشهء انگور را به مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟

فرعون گفت: نه.

ابلیس با جادوگری و سحر ، آن خوشهء انگور را به دانه های مروارید خوشاب تبدیل کرد.

فرعون تعجب کرد و گفت : آفرین بر تو که استاد و ماهری.

ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت : مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند ، تو با این حماقت چگونه ادعای خدایی می کنی؟


How do you get taller?
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:58 ب.ظ
Very nice post. I simply stumbled upon your weblog and wanted to mention that I have
truly loved browsing your weblog posts. In any case I will be subscribing in your rss feed and I hope you write again soon!
angeliccurvin.weebly.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:50 ب.ظ
Howdy! Do you know if they make any plugins to protect
against hackers? I'm kinda paranoid about losing everything
I've worked hard on. Any tips?
بهار
سه شنبه 2 تیر 1394 11:46 ب.ظ
قشنگ بود
tabadolelink
سه شنبه 2 تیر 1394 05:59 ب.ظ
salam.ye system tabadolelink 3 tarafe vase afzayesh pagerank va bazdid sakhtam.ke linka ro khodesh taeed mikone. age khastid ye sar be site ma bezanid va linketon ro sabt konid.merci
پاسخ hani :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها