تبلیغات
گریه های بی بهانه - هیچ و پوچ....
گریه های بی بهانه

خدایا ...خدایا ...یگانه تویی همه گریه ها را بهانه تویی

هیچ و پوچ....

پنجشنبه 12 شهریور 1394

رویاهایم را در كنار كسانی گذراندم، که بودند ولی نبودند!
همراه کسانی بودم که همراهم نبودند!
 وسیله کسانی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم.
دلم را کسانی شکستند که هرگز قصد شکستن دل آنها را نداشتم.
نمیدانم عشق چیست؟
شاید عشق همین باشد.
سکوتی در برابر همه اینها....


فدا
پنجشنبه 26 شهریور 1394 07:50 ب.ظ
سلام.. با ی مطلب با عنوان "من اگر مرد بودم" از سیمین بهبهانی آپم...
وقت کردی ی سر بزن...
مرسی...
پاسخ hani : خواهش
پرنده خاموش
جمعه 20 شهریور 1394 09:48 ب.ظ
یک زوج انگلیسی در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچک


سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.


ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:


چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این


مدت به هم وفادارموندین ،


هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.

بقیه شو بیا وبم بخون...
پاسخ hani : خا
mahshid
جمعه 13 شهریور 1394 08:48 ب.ظ
مرسی از حضورت وبت عالیه
پاسخ hani : خواهش
Boy
جمعه 13 شهریور 1394 05:44 ب.ظ
سه چیز را با احتیاط بردار:
قدم،قلم،قسم!
سه چیز را پاک نگهدار: جسم،لباس،خیال!
از سه چیز کار بگیر:
عقل،همت،صبر!
از سه چیزخود را نگهدار:افسوس، فریاد، نفرین کردن!
سه چیز را آلوده نکن:
قلب،زبان،چشم!
اما سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن:خدا،مرگ و دوست خوب.
پاسخ hani : باشه
คhค໓ Şຖ໐ຟ
جمعه 13 شهریور 1394 03:05 ب.ظ
سلام دوست خوبم...
خوبی؟؟
ممنون بابت کامنت های زیبات...
خوش اومدی...
پاسخ hani : سلام خواهش
کاری نکردم
คhค໓ Şຖ໐ຟ
جمعه 13 شهریور 1394 03:04 ب.ظ
من از عهد آدم تو را دوست دارم


از آغاز عالم تو را دوست دارم



چه شبها من و آسمان تا دم صبح



سرودیم نم نم: تو را دوست دارم



نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
پاسخ hani : خخخخ ممنونم
คhค໓ Şຖ໐ຟ
جمعه 13 شهریور 1394 03:04 ب.ظ
گاهی از دور میبینمت و مطمئن تر میشوم





که “دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست”





هیچ چیز...
پاسخ hani : لایییییییییییییک
คhค໓ Şຖ໐ຟ
جمعه 13 شهریور 1394 03:04 ب.ظ
خـاطـرات خیلـی عجیبَنــد .!
گاهی اوقات می خندیم، به روزهای که گریه می کردیم !
گاهی گریه می کنیم، به یاد روزهایی که می خندیدیم … !
پاسخ hani : مرسی
Boy
جمعه 13 شهریور 1394 11:11 ق.ظ
Mersiiiiiii
پاسخ hani :
شهیده
جمعه 13 شهریور 1394 06:57 ق.ظ
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا

گفت:« خاموش درین جا چه نشستی؟» گفتم:
بوی « محبوبه شب » می برَد از هوش مرا

بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش بَرَد بوش مرا

بوی محبوبه شب، نغمه چنگی ست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا

بوی محبوبه شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا

بوی محبوبه شب جلوه جادویی اوست
آنکه کرده است به یکباره فراموش مرا.


"فریدون مشیری"
پاسخ hani : ممنونم
❤عشق❤
پنجشنبه 12 شهریور 1394 09:38 ب.ظ
هانیه جان وبلاگ فشنگی داشتی
راستی با تبادل لینک موافقی؟
اگر موافقی لینکم کن تو نظرات بیا بگو
منم لینکت میکنم
پاسخ hani : هانیم نه هانیه
باشه ببینم چی میشه
سحر
پنجشنبه 12 شهریور 1394 09:24 ب.ظ
سلام
موفق باشین
دمتون گرم از این سایت خوب و بروزتون
پاسخ hani : سلام خواهش کاری نکردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها